وقتی مادر شدن با تنهایی همراه می‌شود. افسردگی پس از زایمان در مهاجرت و دوری از خانواده
سلامت روان 10 تیر 1405 نوشته Arezou Ghasemi • 5 دقیقه مطالعه

وقتی مادر شدن با تنهایی همراه می‌شود. افسردگی پس از زایمان در مهاجرت و دوری از خانواده

وقتی مادر شدن با تنهایی همراه می‌شود.

تقریباً همه از نوزاد می‌پرسند.

«خوابش خوبه؟» «وزنش چطوره؟» «شبیه کی شده؟»

اما کمتر کسی مکث می‌کند و از مادر بپرسد:

«خودت چطوری؟»

شاید همین سؤال ساده، یکی از مهم‌ترین سؤال‌هایی باشد که بسیاری از مادران تازه‌وارد هیچ‌وقت نمی‌شنوند.

در روزهای بعد از زایمان، همه‌چیز تغییر می‌کند. بدن دیگر همان بدن سابق نیست. خواب تکه‌تکه شده است. ساعت‌ها در هم می‌آمیزند و روز و شب معنای قبلی خود را از دست می‌دهند. ناگهان موجود کوچکی تمام زندگی را به خود گره می‌زند و در همان لحظه، انگار همه انتظار دارند مادر هم با عشق، هم با آرامش و هم با مهارت از پس همه‌چیز برآید.

اما واقعیت، همیشه شبیه عکس‌های شبکه‌های اجتماعی نیست.

واقعیت گاهی مادری است که نیمه‌شب، نوزادش را در آغوش گرفته و بی‌صدا گریه می‌کند؛ نه چون فرزندش را دوست ندارد، بلکه چون خودش دیگر نمی‌داند کجای این داستان ایستاده است.

اگر این مادر، مهاجر هم باشد، داستان پیچیده‌تر می‌شود.

در بسیاری از فرهنگ‌ها، به‌ویژه فرهنگ ما، تولد یک نوزاد فقط یک اتفاق خانوادگی نیست؛ یک مسئولیت جمعی است. مادربزرگ‌ها غذا می‌پزند، خواهرها و خاله‌ها نوزاد را برای چند ساعت در آغوش می‌گیرند، همسایه‌ها سر می‌زنند و خانه پر از رفت‌وآمد می‌شود. حتی اگر این حضورها همیشه بی‌نقص نباشند، یک پیام مشترک دارند: «تو تنها نیستی.»

اما مهاجرت، گاهی این جمله را از زندگی مادر حذف می‌کند.

شاید مادر، هزاران کیلومتر آن‌طرف‌تر باشد. شاید کسی نباشد که فقط برای یک ساعت نوزاد را نگه دارد تا تو بتوانی با خیال راحت دوش بگیری یا چند ساعت بدون نگرانی بخوابی. شاید همسرت تمام روز سر کار باشد و تمام بار مراقبت، خانه، آشپزی و بی‌خوابی روی دوش تو بیفتد.

گاهی آدم فکر می‌کند سخت‌ترین بخش مادر شدن، مراقبت از نوزاد است.

اما برای بسیاری از مادران مهاجر، سخت‌ترین بخش، تنهاییِ مادر شدن است.

علم امروز به ما می‌گوید افسردگی پس از زایمان فقط نتیجه تغییرات هورمونی نیست. هورمون‌ها نقش مهمی دارند، اما کیفیت حمایت عاطفی، احساس امنیت، خواب، استرس، فشارهای مالی، رابطه زوجین و وجود یا نبود شبکه حمایتی، همگی بر سلامت روان مادر تأثیر می‌گذارند.

به همین دلیل است که احتمال افسردگی پس از زایمان در زنانی که مهاجرت را تجربه کرده‌اند، می‌تواند بیشتر باشد.

مهاجرت فقط تغییر آدرس نیست. مهاجرت یعنی از دست دادن آدم‌هایی که همیشه می‌شد روی حضورشان حساب کرد. یعنی مادر شدنی که بدون آغوش مادر خودت اتفاق می‌افتد. یعنی دلتنگی‌ای که حتی فرصت فکر کردن به آن را نداری، چون نوزادت دوباره بیدار شده است.

افسردگی پس از زایمان همیشه خودش را با گریه نشان نمی‌دهد.

گاهی خودش را پشت خستگی پنهان می‌کند.

گاهی پشت عصبانیت.

گاهی پشت احساس گناه.

مادری که مدام با خودش تکرار می‌کند: «من کافی نیستم.»

مادری که از همه فاصله می‌گیرد.

مادری که دیگر از هیچ چیز لذت نمی‌برد.

مادری که از اینکه این احساس‌ها را تجربه می‌کند، شرم دارد؛ چون تصور می‌کند یک «مادر خوب» نباید این‌طور باشد.

در حالی که حقیقت دقیقاً برعکس است.

افسردگی پس از زایمان، نشانه ضعف شخصیت، کمبود عشق به فرزند یا ناتوانی در مادری نیست. این وضعیت، پاسخی است که ذهن و بدن گاهی به فشارهای شدید جسمی، روانی و اجتماعی می‌دهند.

یکی از دردناک‌ترین بخش‌های این تجربه، احساس گناه است.

بعضی مادرها با خودشان می‌گویند:

«من که بچه سالم دارم، پس چرا خوشحال نیستم؟»

اما احساسات، از روی منطق کار نمی‌کنند.

ممکن است زنی، تمام وجودش فرزندش را دوست داشته باشد و در همان زمان، احساس کند خودش در حال فرو ریختن است.

این دو احساس، نه‌تنها با هم تناقض ندارند، بلکه بارها و بارها در کنار هم دیده می‌شوند.

مهم‌ترین چیزی که یک مادر مهاجر بعد از زایمان به آن نیاز ندارد، نصیحت کردن است.

گاهی فقط لازم است کسی کنارش بنشیند و بدون قضاوت بگوید:

«این روزها سخت است. و حق داری که خسته باشی.»

شنیده شدن، اولین قدم درمان است.

اگر این احساس‌ها بیش از چند هفته ادامه پیدا کرده‌اند، اگر غم، اضطراب، ناامیدی یا بی‌انگیزگی زندگی روزمره را تحت تأثیر قرار داده‌اند، یا اگر احساس می‌کنی دیگر خودت را نمی‌شناسی، کمک گرفتن از یک روان‌شناس، نشانه ضعف نیست؛ نشانه مراقبت از خودت و فرزندت است.

هیچ مادری قرار نبوده همه این مسیر را به‌تنهایی طی کند.

شاید هنگام خواندن این مقاله، بخشی از خودت را در آن پیدا کرده باشی.

اگر چنین است، بدان که تنها نیستی.

احساساتی که تجربه می‌کنی، عجیب یا غیرعادی نیستند. بسیاری از مادران مهاجر، در سکوت، همین مسیر را طی کرده‌اند. تفاوت فقط در این است که بعضی از آن‌ها بالاخره فرصتی پیدا کرده‌اند تا درباره آن حرف بزنند.

و شاید امروز، نوبت تو باشد که بدانی لازم نیست همه بار را به‌تنهایی حمل کنی. در هم‌زبان، باور داریم هیچ‌کس نباید بار مهاجرت را به‌تنهایی به دوش بکشد. اگر هنگام خواندن این مطلب احساس کردید بخشی از داستان شماست، بدانید لازم نیست این مسیر را تنها ادامه دهید. ما اینجاییم تا به زبان خودتان، در کنار شما باشیم.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک در شبکه‌های اجتماعی